Soheila Ghodstinat

Actor, Director, Poet

Lyrics

نوروز
بهار میاد دوون دوون
تازه نفس بشکن زنون
زمستونو پس میزنه
عشق میده به پیر و جوون
روزای کهنه نو میشن
تاریکیها درو میشن
عیدی ی ما عشقو امید
کور شه چشه هرکیندید

نوروزِ پیروز میرسه
شاد و دلافروز میرسه

سفره ها رنگارنگ میشن
با هفتا سین قشنگ میشن
 پرندهها ساز میزنن
 گلا زیر آواز میزنن
آدما مهربون میشن
گلخونهها جوون میشن
ابرای تار تو سر زنون
داد میکشن گریه کنون
راهیکوهِ قاف میشن
اسمونامون صاف میشن 
نوروزِ پیروز میرسه
شادو دلافروز میرسه


وقتى ميرسه بهار
تموم ميشه انتظار
رقص گل و پروانه
قلبم پر از ترانه

اگه دست رو دست بزارم
يامثل ابر سياه پشت هم ببارم
اما نه، بايد روزا رو
امروز و فردا رو بسازيم دوباره

يادمه تو زمستون
تنهايى زير بارون
اسمم ورد زبونت
من ليلى و تو مجنون

اگه دست رو دست بزارم
يا مثل ابر سياه پشت هم ببارم

بيا تا دور بريزيم
گذشته هاى ديروز تنها رو
همدل و همزبون شيم
تا از دل و جون بسازيم دنيا رو
اگه دست رو دست بزارم
يا مثل ابر سياه پشت هم ببارم
اما نه، بايد روزا رو
امروز و فردا رو بسازيم دوباره


راهمون يه راه دوره
دلامون با هم جوره
عشق من
با من بيا به شهر نور،
بمون بامن
بگو كه دوستم دارى تا كه من بتونم
عاشق و سرمست بخونم، بخونم
تو با من
من با تو
عشق چه با شكوهه
قلب عاشق مثلِ كوهه
بمون با من
هرگز منو تنها نزار
بخون با من
بگو كه دوستم دارى تا كه من بتونم
عاشق و سرمست بخونم، بخونم
تو با من
من با تو
چه صادقانه
به تو من دلبستم
من با تو زنده ام، باتو
من با تو

قسم به عشق پاك، چشم گريون
به شب سردو سياه زمستون
به گلاى غمزدهء تو گلدون
زندگى بيتو زندونه، زندون
من با تو
من با تو


وقتى ميرسى خونه
شروع ميشه بهونه
ميرى تو اتاق
تو نيستى توى باغ
درو رو من ميبندى
همش بهم ميخندى
تمسخر تو چشات
تنفر تو نگات
ميخوام برم از دست تو
به كوهو دشت و صحرا
فرار كنم، از اين لونه،
به يه گوشهُ دنيا
تك و تنها
هرچى ميخوام بخندم
درو رو غم ببندم
ميرى تو قيافه
ميشم من كلافه
ميگم شب، ميگى روزه
ميخواى دلم بسوزه
همش توپت پُره
حرفات غرغره
ميخوام برم، از دست تو
به كوه و دشت و صحرا
فرار كنم از اين لونه
به يه گوشهُ دنيا
تك و تنها